تبليغاتX
شبگرد غریبه -
سه شنبه دوم اسفند 1384

سلااااااااام

حال همگی خوبه؟ اینم سهم این پست ... یه تیکه از غزلی نا تموم :

خیلی وقته واسه موندن رگامون خون نداره

دیگه این سینه واسه نفس زدن جون نداره

تو کدوم حادثه لیلی شبی قربونی شده

     که طلوع این قبیله صبح مجنون نداره....

 یه بیت هم از مهدی استخر دوست بسیار هنرمندم

می نویسم که تو پست های بعدیم با کارها یش

بیشتر آشنا می شویم....

 

اگر می خواستی بی شبهه عمر نوح می کردی

تو عزرائیل را با خنده قبض روح می کردی

 

فعلا....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:3  توسط امیر  |