سلام...
ولنتاین مبارک
یه ترانه ی عاشقونه دارم به نام ستاره که اینو تقریبا 3 سال پیش گفتم
که میگه....
فصل سرخو میشه رو لب تو دید میشه عاشق شد و عاشقونه دید
روی واژه واژه ی خنده ی تو پاییز طلایی رو میشه شنید
میشه از سبز بهار چشم تو مثل مروارید رو گونه هات چکید
میشه با تو خط کشید زمستونو میشه با تو تا به افسانه رسید
تو همون ستاره ای که با منی
یار شبهای غریبه بودنی
اسم تو اسم ترانه ی منه حس شعر عاشقونه گفتنه
مثل عشقی که به جای خونمه تا تموم این ترانه با منه
بمون ای فصل روزای عاشقیم وقت رویایی پر کشیدنه
با تو انگار که تموم لحظه هام لحظه ی به آسمون رسیدنه
تو همون ستاره ای که با منی
یار شبهای غریبه بودنی
تقدیم به تمام فصل های بارونی
فعلا...
